یاد شوره ای

احمد عشقی(حسین)دانشجوی کارشناسی آموزش ابتدایی ۱:۳۷ ب.ظ ۴۴

قصه ای می نویسم از سال های نه چندان دور که الان باورش برایمان سخت است . در پایین روستای من غیب الهی نخلستانی بود عظیم ؛بالغ بر ۲۰۰۰ نخل که به همت مردمان سخت کوش پیشین آباد بود و دایر.
هرگاه وارد این نخلستان می شدی صدای پرندگان هوش از سرت می پراند .صدای قمری ،بلبل،گنجشک (به زبان محلی ) دم بیل کلاغ سوزو و تتنسک ،کُمترچای و مأمن هزاران پرنده مهاجر.بسیار سرسبز و دل انگیز،با خانه ای قدیمی در مرکز آن به نام خانه درویش . و دو برکه زیبا و کوچک به نام بیرده .در فصل بهار چونان شهری بود پر از هیاهوی کودکان؛کودکانی که همراه بزرگ سالان برای گرده افشانی نخل آمده بودند و انگار نخلستان شاد بود و ازبازی آنها لذت می برد.در این میان بزرگترها مشغول هرس وسله شکنی وگاهی کودکان نیز در پاک کردن خارهای فروافتاده از نخل به آنها کمک می کردند.کم کم هوا رو به گرمی می گذاشت . گل های کوچک درخت نخل تبدیل به خارک های ریزی به نام پدیز می شد و کم کم بزرگتر . در اواخر خرداد این خارک ها رنگ می گرفتند و سپس در اواخر تیر ماه اولین رطب ها پیدایشان می شد.(آه چه خوشمزه است دمّاد.)در این زمان و با وجود گرما دو باره شوره ای جان می گرفت ؛جانی از وجود آدمیان و پر از خنده می شد ،خنده ی کودکان.موقع پنگ و پیش می شد و صدای اره از بالای نخل می آمد و برگ های خشک یکی یکی می افتاد.درخت نخل دراین زمان مثل مرد ژولیده ای است که موهایش را آرایش می کنند .خنده را در صورت نخل می توان دید و او به ازای اجرت سلمانی اش رطب شیرین و پرآبش را نصیب باغدار می کند.
در اواخر تابستان دیگر بیشتر خارک ها رسیده اند .خانواده ها در شوره ای اتراق کرده اند . آن طرف خانواده مشهدی حسن این طرف مشهدی محمد ،حاج محمدزمان ،احمدِ حسین و برادرش غلامعلی درطرف دیگر حاج بابایی است و حاج غلامرضا و آنجا نیز غلام علی زایر حسین است.آه درویش را یادم رفت بگویم حسین ِعلی ،حسن ِحاجی و خیلی های دیگر.همه آنها تولید کننده بودند و از دسترنج خود استرزاق می نمودند.
چه نخل های جور واجوری (بگشی،شاخونی،حلیله،گبدر،پیریزی،غلو،لشت،پیوا،نلسون،گشخا،قدح ای و… )و امرزه نسل بسیاری از آنان منقرض گشته است.
فصل بارندگی است ؛شب از نیمه گذشته که باران شدت می گیرد .پدرم، برادرانم را صدا می زند.و آنها از خانه خارج می شوند خدایا اینها در این تاریکی شب و در این بارندگی کجا می روند.دوباره به خواب می روم با صدای نجوایی از خواب بر می خیزم پدر و برادران را می بینم کنار بخاری مشغول خوردن شیر داغ هستند و درمورد وقایع شب گذشته صحبت می کنند :الحمدلله باران خوب آمده و نخل ها سیراب شده اند آب اضافی را رها کردیم تا بند نخل ها نبُرد.تازه فهمیدم که آنها دیشب کجا رفته اند .
اما امروز دیگر شوره ای نیست .آن نخل های زیبا دیگر نیست .مثل این که خمپاره های جنگی به نخلستان شوره ای رسیده است .آن مردمان سخت کوش همه رفتند.آن باران های شرشر دیگر نیست .دیگر درشوره ای دانه ای خارک نیست.آخر همتی نیست.به نامش فکر کرده ای …شوره ای یعنی زمینی از شوره که با همت آن مردمان به باغ تبدیل شده بود.آیا آن زمان هم بی آبی و خشک سالی بوده است ؛بی شک بوده است ولی آن بزرگ همتان با مشقت زیاد آب فراهم می کردند و با کندر زدن(۱) به نخل ها آب میدادند.و امروزه با فراهم بودن همه وسایل و امکانات اماشوره ای نیست.چون همت نیست.راحت طلبی و شهرزدگی ما باعث از بین رفتن شوره ای شد.
و از آن تبار و آن ایل یکی مانده است .او اگرچه پیر است لیکن دراین ایام پیری در شوره ای نخلستانی به پا نموده است.نامش حاج غلام رضاست.کاش قدری از همت حاج غلام رضا داشتیم .

 شوره ای جان شوره ای یادت به خیر
یاد آن نخل های پر بارت به خیر
یاد عید و یاد آن سعی و تلاش
مردمان فصل هوارت به خیر
یاد درویش، النقی، حاجی فرج
یاد آن گرمای بسیارت به خیر
شامد و حاجی حسین و مش باقر
یاد آن پنگ های بسیارت به خیر
مد زمان و زارعلی ،مشتی حسن
دست های خونی از خارت به خیر
فصل خرما فصل گرم پنگ و پیش
شعر های طفل پر کارت به خیر
حاج بابایی کجاست آن با کرم
تا دهد قدری رطب من بی درم(تابدون پول مقداری خرما به من بدهد)
مشتی ممد صاحب آن شاخونی
پرورش دادست نخل با دل خونی
موقع برداشت تقسیم می کند
سهم خود با همجوار جون جونی(با همسایه اش تقسیم می کند)
یک گاری پر از رطب آمد به بین
باشد از لشت غلام زایر حسین
هر کسی می خواست زان می خورد سیر
در ته گاری پر از دوشاب وشیر(۲ )
یاد پرونگ ،مغلب(۳) و کرده بُرت (۴)
چاکون و داس و شلیط(۵) و کُپیرت(۶)
یاد پاکن(۷) یاد لشت و شاخونی
یاد دی بو،بود ز نسل باغونی
یاد شروا یاد شعر سادگی
یاد آن دل دادن و دلدادگی
از خدا خواهم خدا را همتی
تا که بر پایش نمایم ،رأفتی
هرکسی کو عاشق این وادی است

درپی عمران یک آبادی است

 

۱٫وسیله ای که شامل دو حلبی بودومتصل به یک چوب که در آن آب می ریختندوچوب را روی دوش می گذاشتند و با آن نخل را آبیاری می کردند
۲٫شیره خرما
۳٫داس کوچکی که با ان خارنخل می گیرند
۴٫داسی که با آن برگ خشک نخل می برند
۵٫سبدی برای چیدن خرما
۶٫سبد کوچکی که از برگ درخت خرما درست می کنند
۷٫سله شکنی پای نخل که به وسیله ی بیل انجام می شد

0
0

  

۴۴ دیدگاه »

  1. avatar
    علیرضا عشقی تیر ۲۱, ۱۳۹۱ at ۱:۵۶ ب.ظ - پاسخ

    سلام عمو دست مریزادواقعا بسیار زیبا آن دوران را یاد آوری کرده ای یاد بادآن رروزگاران یاد باد .

  2. avatar
    ابوالحسن صفری تیر ۲۱, ۱۳۹۱ at ۲:۱۸ ب.ظ - پاسخ

    سلام احمدجان واقعاجالب بود.یادم به آن روزهایی انداختی که تا یه کم باد رو میکردا دو بیدیم توموخا بری خرک واچیدن وحیدری باد گلگلی باد بیو باد.

  3. avatar
    شریفی تیر ۲۴, ۱۳۹۱ at ۹:۴۶ ق.ظ - پاسخ

    با سلام خدمت دوست عزیزم جناب آقای عشقی مطالب بسیار زیبا وقشنگی بیان نموده ای ولی باید با تمام واقعیت کنار آمد الان دیگه آن مردان سخت کوش نیستند پس باید شوره ای هم دیگر نباشد وهمه چیز طبق زمونه پیش می رود الان آقای صفری دیگر تا یه کم باد که میاد داخل خانه می رودتا مبادا گرد وخاکی نشود والان دیگر کسی حیدری بادنمی گوید بیشتر مردم در حیاط خانه خود چند نخل کاشته اند ویا در میدان تره بار رطب می خرند پس جناب آقای عشقی با واقعیتها باید کنار آمد و گذشته راکنکاش نکردن بهتر است

  4. avatar
    صاحب قلعه بی بی تیر ۲۴, ۱۳۹۱ at ۷:۴۸ ب.ظ - پاسخ

    سلام وخسته نباشی به آقای شریفی عزیز.ازاینکه حقیقت رابیان کردی ازشما ممنونم ولی (…حذف شده توسط ادمین)

  5. avatar
    علی اکبر تیر ۲۵, ۱۳۹۱ at ۵:۱۹ ب.ظ - پاسخ

    سلام خالو احمد جالب بید واقعا جا داره تشکر ویژه کر ازتون چطور همسایه خودت مشی حسن یادت رفت بابا اون با باپیر شما با هم کندر میزدن خدا بیامرزتشون

  6. avatar
    احمد عشقی(حسین) تیر ۲۶, ۱۳۹۱ at ۱:۵۱ ب.ظ - پاسخ

    سلام
    از همه ی شما سپاس گذارم
    از علی رضا .ابوالحسن. شریفی. صاحب قلعه بی بی وعلی اکبر .
    اولا” انتظار داشتم عده زیادی نظر بدهند
    آقای شریفی عزیز با نظرات موافقم تا آنجا که گفته ای با واقعیت باید کنار آمد. در مورد گذشته راکنکاش نکردن بهتر است ؛باید بگویم گذشته شناسنامه انسان هاست
    پس بازگو کردنش مفید است(درس تاریخ)
    قلعه ی بی بی عزیز تورا خدا نظری بده که حذف نشه حیف نیست وقت می گذاری نظر می دی حتما” داخلش تو هین می کنی که حذف می شه .یاد بگیریم که مطلب نگاه کنیم نه گوینده روش درست گفتمان را یاد بگیریم (اول به خودم می گویم)
    خالو علی اکبر جان مشتی حسن را فرا موش نکرده ام اولین کسی را که نام بردم مشتی حسن بود( آنجا که نوشتم .خانواده ها در شوره ای اتراق کرده اند . آن طرف خانواده مشهدی حسن این طرف مشهدی محمد ، )ودرشعر آنجا که گفتم(مد زمان و زارعلی ،مشتی حسن
    دست های خونی از خارت به خیر)
    از الطاف همه ی شما متشکرم

  7. avatar
    محمود عشقی تیر ۳۰, ۱۳۹۱ at ۱:۱۹ ب.ظ - پاسخ

    سلام خدمت عموی گرامی، بیان واقعیات و اتفاقات دوران کودکی مخصوصا ماها که با هم در مخ های شوره ای و گزهای حسینعلی وحاجی بابای بزرگ شده ایم و خاطرات بسیاری از آن دوران در ذهنمان وجود دارد بسیار جالب و وصف نشدنی است. پس از خواندن جملات بسیار زیبا و پرمحتوای این قصه که نه، بلکه جریان واقعی زندگی چندسال قبل خود ما در غیب الهی است و این اشعار بسیار شیرین و جذاب که زاییده افکار و احساسات درونی شماست ما را به یاد آن دوران انداخت و اشک را درچشمانم جاری ساخت .
    برخلاف نظر برخی نظردهندگان محترم بیان این واقعیات بیان اصلیت و شناسنامه انسان است.
    در پایان نوشتن این مطالب بهانه ای باشد برای خواندن فاتحه و صلواتی برای شادی روح تمامی بزرگانمان(همه پیران و میانسالانی که در بالا نام بردید) ، جوانان دوست داشتنی که در روزهای پنگ و پیش نقش فعالی داشتند(مرحومان عزیز :حمزه، مصطفی عشقی، جعفر علی پور، علمدار، حاج سهراب، علینقی، زارمسلم تقی زاده و… تمامی شیرزنان و شیرمردانی که با عزت و افتخار با رنجها و مشقت های فراوان باعث آبادی زمینهای شوره ای ، چه کوچیکو، کلودون، خلوکاره و…شدند.

    • avatar
      عباس علی پور اردیبهشت ۱۹, ۱۳۹۲ at ۶:۵۸ ق.ظ - پاسخ

      راستش محمود جان! هر وقت به علامرودشت که از آن دور افتاده ایم فکر میکنم به یاد شوره ای و جوانان و پیران سرزنده ای که از شورستان شیرین ترین هدیه خدا را به مردم هدیه میکردند و جوانانی که نقش فعالی داشتند و هم اکنون از دنیا رفته اند و هر گوشه این سرزمین خاموش امروز و پر هیاهوی دیروز خاطراتشان را به یاد داردٰ می افتم.
      دست شما که یادی از گذشتگان کردی و دست احمد خالو حاج حسین که خیلی زیبا همت مردان و زنان گذشته را مجسم کردندٰ درد نکنه.
      امید که جوانان امروز به همت و تلاشی مضاعف دست یابند و شوریها را به شیرینی تلاش تبدیل نمایند. چرا که مولا علی (ع) میفرماید: بزرگترین تفریح کار است.

  8. avatar
    خودم تیر ۳۱, ۱۳۹۱ at ۸:۲۸ ق.ظ - پاسخ

    واقعا عالی و نوستالژیک بود… سپاس از حسن انتخاب نویسنده همچنین مطلب به جا و زیبای محمود عشقی…

  9. avatar
    صاحب قلعه بی بی مرداد ۲, ۱۳۹۱ at ۸:۲۰ ب.ظ - پاسخ

    کامنت شما محدود به یک روستای خاص(غیب الهی) بوده و این دلیلی واضح و آشکار برای عدم استقبال زیاد مردم علامرودشت است.

  10. avatar
    صاحب قلعه درویش مرداد ۳, ۱۳۹۱ at ۱۱:۴۵ ق.ظ - پاسخ

    با عرض سلام خدمت همشهری عزیزم جناب آقای محمود عشقی می خواستم به عرض جنابعالی برسانم اگه احمد عشقی نویسنده کامنت این حرفها بزند جای تعجب ندارد چون هنوز اصرار بر دوران گذشته دارد نه شما که خود جرء اولین کسانی بودید که تاریخ واصالت خود را فراموش کرده اید خارج از هرگونه مسائل خدایی چه قدر وقت است که رفته ای وسری به همان نخل های شوره ای زده ای چند مدت است که حتی سری به منزل خودتان در پایین روستا زده ای (حذف شده توسط مدیر سایت)

  11. avatar
    10000 مرداد ۳, ۱۳۹۱ at ۱۲:۴۴ ب.ظ - پاسخ

    سلام قلعه درویش حیف درویش که کامنتت به نام او می نویسی یه چیزی بنویس که لااقل قابل به معرض نظر گذاشتن داشته باشه چقدر بده نظر بدیم ولی توسط مدیر سایت حذف بشه ولی برای توکه نظرات همش با نامهای مستعاره ولی یه نویسنده داره همش هم نصف ونیمه تایید میشه خیلی عجیب نی

  12. avatar
    احمد عشقی(حسین) مرداد ۴, ۱۳۹۱ at ۱۲:۵۸ ب.ظ - پاسخ

    سلام به همه ی عزیزان
    عمو محمود سپاس گزارم از لطفت
    جناب خودم از شما هم ممنون
    جناب قلعه بی بی سپاس گزززززززززززارم
    در مورد محدود بودن به یک روستای خاص از یک نظر درست است اما نظر کلی چنین نیست .شوره ای یک مصداق است .در اطراف روستاهای دیگر باغ هایی با نام های دیگر بوده که ازبین رفته است (مثلا” بنوومنزلو در ابو حناو…)این مسئله را دیگر دوستان در سایت علا مرودشتی ها تحت عنوان نخلی نکاشتیم آوردند .مسئله این است که ما نخلی نکاشتیم.ما یعنی انسان های ساکن علامرودشت ما برای آبادانی منطقه مان باید درخت کاری کنیم.باید سعی کنیم وتلاش نماییم.باید همت کنیم.
    صاحب قلعه درویش خدمت شما هم سلام
    نوبت دق دلی خالی کردن سر محمود است
    نگاه به نوشته کن نه به شخص چقدر زیبا یاد آوری کردند فاتحه برای در گذشته گان

  13. avatar
    صاحب قلعه بی بی مرداد ۵, ۱۳۹۱ at ۱۰:۲۴ ب.ظ - پاسخ

    سلام احمدجااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان چقدرسوادداری؟ازدین (حذف شده توسط مدیر) صاحب همه ی کامنت ها .قلعه ومنطق وعلی ونقی وتقی وابراهیم می گی همه یه نفرن.عشقی چراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااهمچی می کنی والله باالله به بیر به بیغمبرقلعه بی بی یه نفره یه کارگروه نیست عزیزم قلعه هیچ خصومتی به احدی نداره می دونم جنبه داری بازی هم که حاشیه داشته باشه.جذبش بیشتره .{…چه داندآنکه اشترمی چراند}

  14. avatar
    احمد عشقی(حسین) مرداد ۶, ۱۳۹۱ at ۱۲:۳۲ ب.ظ - پاسخ

    قلعه جون سلام (حتما”دوباره دری وری نوشتی مطالبت خذف شده)
    شما که یک گروه نیستید پس چه طور جمله هاتون جمع می بندید.چطور توی مطلبی که در تکریم ارباب رجوع نوشتی گفتید دنبال کار نکردن پرورشی شما بودیم (اون که استدلال ومنطق دنبال این حرفا بود)
    قبول دارم تو یک نفری اما هم فکرهایی هم دارید که به هم مشاوره میدید
    تو با هیچ کس خصومت نداری ؟ به ابوالحسن که تاختی مطالبت حذف شد.
    به مدیر سایت در وب گردی ها ی دی منصور تاختی .با نام مستار قلعه درویش به محمود عشقی که تاختی.
    اصلا”یک بحث بکنم که دنباله اش ندی
    (شما از انجا که سطح فکری تان از منطقه تجاوز نمی کند در مورد مطلب سرباز معلم که بحث کشوری بودمصداق منطقه ای آن خودت یافتی.وشروع کردی به تاختن به نگارنده در هر جا.وهر کس که با او موافقت کرد نیز از عیب جویی های شما به دور نماند.فکر می کنید در این منطقه چند سرباز معلم است .از همان روزی که از یک بنده خدا شنیدی می شود با نام مستعار می شود نظر داد؛نظرات متفاوت تان شروع شد .شما در پی شک انداختن من به گروه خاصی بودید.که موفق نشدی.)به نظر تو بهتر نیست تا همه مثل محمود عشقی از غیب الهی کوچ کنند شاید جای شما بزرگتر شود.به نظر من تواصلا”جنبه نداری فورا”شروع می کنی به بدو بیراه گفتن.حالابرو خودت مطالب بالا بخوان(به بیر به بیغمبر)می خواهی بگی که کامپیوترت عربی وحرف پ نداره پس چرا حرف گ داره عزیزم یک فونت فارسی ساز روش نصب کن بلد نیستی بده ما که روشن وخاموش کردن سیستم نمی دونیم برات نصب کنیم.ولی از نظر من که غلط املایی است .قبول نداری نگاه به ادامه جمله ات بکن (بازی هم که حاشیه داشته باشه.جذبش بیشتره) باید می نوشتی جذابیتش بیشتره یا می نوشتی جذبه اش.اون رفیق دیگه تون هم با نام علی یک جای دیگر با همون غلط غلوط های مشهورش وبا همون نام نظر داد وخودش را لو داد.فکر نکن چشم بسته ام

  15. avatar
    احمد عشقی(حسین) مرداد ۶, ۱۳۹۱ at ۱۲:۴۴ ب.ظ - پاسخ

    صاحب قلعه دو باره سلام
    یه جایی گفته بودی که بینا شدی برای اینکه بینا تر بشی تو همان مطلبی که تحت نام احمد نظر دادی برو دوباره بخوان رفیقات گفتند ما نیستیم حتما” کسی است که یکی از نزدیکانش تو کلاست است .برات گفتم که بفهمی که می فهمم

  16. avatar
    ابوالحسن صفری مرداد ۷, ۱۳۹۱ at ۱۱:۰۷ ق.ظ - پاسخ

    باسلام واحترام خدمت مدیرمحترم سایت علامرودشت ما لطفا به اون افرادی که بانامهای مستعارمختلف به معلمان زحمتکش توهین میکنندبه هرنحوی شده تذکر دهیدوگرنه به زودی زودهمه کارهای خلافی که مرتکب شده اندبیان خواهم کرد. باتشکر

    • مدیر سایت
      مدیر سایت مرداد ۷, ۱۳۹۱ at ۱۱:۱۰ ق.ظ - پاسخ

      درود ابوالحسن عزیز
      سعی ما بر این است که نظرات حاوی توهین به اشخاص را تعدیل یا حذف کنیم.من هم قبول دارم که بحث های رد و بدل شده بین احمد آقای عشقی و جنابان منطق و استدلال و صاحب قلعه ی بی بی که این دو نام مستعار دارای آی پی های یکسانی هستند(هرچند داشتن آی پی های یکسان دلیل محکمی بر یکی بودن اشخاص نیست)تا حدودی دارد از وضعیت معمول خارج می شود و بجای بحث بر روی اصل مطلب به سمت مجادله های شخصی می رود(البته شروع این کار از نام های مستعار بوده است) که من از همه ی این بزرگواران خواهش می کنم روند مباحث خود را بسوی موضوع اصلی تغییر مسیر دهند.

  17. avatar
    صاحب قلعه درویش مرداد ۷, ۱۳۹۱ at ۱۲:۵۷ ب.ظ - پاسخ

    جناب آقای شبانپور باسلام به عرض جنابعالی رسانده شود اگه قرار است مطالبی حذف شود برای همه عزیزان نظر داده حذف شود واگه قرار است خذف نشود برای هیچ کس در مطالب بالا که ابوالحسن نظر داده به چرا مطالب آن حذف نشده است مگه ابوالحسن کلانتر محل است که به حساب افرادبرسد چرا جنابعالی سایت رابه سمت سویی جنایی ودوستان خودمی بریدبه نظر خودت نظر ابوالحسن خیلی محترمانه بود که حذف نشده مگه پیام قبلی من چه چیز توهین آمیزی داشت لااقل مثل پیام ایشون بود ولی فکر می کنم وقتی پیام گذاشتیم باید بهت زنگ بزنیم آنوقت مورد تایید است

  18. مدیر سایت
    مدیر سایت مرداد ۷, ۱۳۹۱ at ۱:۲۵ ب.ظ - پاسخ

    جناب صاحب قلعه درویش سلام
    اولا:خدمت شما خواهشمندم که هرگز چنین فکر نکنید که خدای ناخواسته من با حب و بغض به دیدگاه ها نگاه می کنم. در این سایت همه ی مخاطبان،چه افراد بانام و نشان واقعی و چه افراد با نام مستعار برای من قابل احترامند ضمن آنکه در برابر حفظ حرمت و عزت افراد با نام واقعی وظیفه ی به مراتب سنگین تری دارم.
    ثانیا:در کامنت فوق افراد مورد خطاب ابوالحسن،افراد با نامهای مستعار بوده اند و ایشان بدون نام بردن از شخص خاصی،دیدگاهش را بیان نموده است اما شما طرف مقابلتان یک فرد با نام و نشان مشخص بوده است.پس طبیعی است که من بایدنسبت به دیدگاه شما حساسیت بیشتری داشته باشم.

  19. avatar
    اهل غیب الهی مرداد ۷, ۱۳۹۱ at ۱۱:۱۰ ب.ظ - پاسخ

    با سلام خدمت آقایان عشقی وصفری وهمچنین آقا یا خانم صاحب قلعه اعم از بی بی،درویش ونامهای مستعار دیگر. لطف نموده خواهش مرا بپذیرید و از این بحث های بعضا نادرست پرهیز نمایید. در این فضا که محل بازدید و تماشای اهالی علامرودشت و سایرین می باشد و با توجه به اینکه آقای عشقی طرف مقابل را حدس بر همشهری بودن زده است،(البته شاید کسی بخواهد از این آب گل آلود ماهی بگیرد)به گمانم امری قبیح خواهد بود. نظرهای با نام مستعار! خواهشا هرگونه نظر پیشنهاد یا انتقادی هم دارید لطف نموده در چارچوب اخلاق و به دور از توهین بیان کرده. برای رسیدن اتحاد و پیشرفت منطقه،پیش نیاز آن اتحاد در بین اهالی روستاهاست و باید به این امر توجه ویژه ای داشسته باشیم. من به عنوان کسی که ساکن این روستا هستم برخود می بالم که افرادی صاحب ایده و نخبه و جوانانی صاحب قلم درآن روییده است(با بیان ایده و افکار خوب در سایت علامرودشتی ها و علامرودشت ما) پس بیاییم دست در دست هم با دوستی و همدلی زمینه پیشرفت روستا و منطقه را فراهم سازیم.

  20. avatar
    mahkoom مرداد ۷, ۱۳۹۱ at ۱۱:۵۲ ب.ظ - پاسخ

    سلام به همه عزیزان و خسته نباشید به دست اندر کاران سایت.بعد از حدود ۴۰_۳۰ روز اومدم و به سایت سری زدم.واقعا چه شلوغ بازاری شده.هرکی به هرکی رسیده متلک انداخته.واقعا چرا ما نمیخوایم پیشرفت کنیم؟طرف صحبتم با همه است.حالا که یه سایت اومده و مطلب یا مطالبی در مورد روستامون نوشته(حالا توسط هر شخصی)بهتره ما هم بجای گفتن حرفهایی که نمیتونیم یا نمیخوایم رو در رو بهم بگیم(و اینجا رو محل مناسبی دیدیم)برای بهتر شناخته شدن روستامون و تاریخش مطالب مثبتی رو اضافه کنیم.ممکنه منم با مدیر سایت یا شریفی یا عشقی یا صفری مشکل داشته باشم.اما اینجا جای تصفیه حسابهای شخصی نیست.چون خیلی کسای دیگر هم(از روستاهای مختلف)به این سایت سر میزنند.بهتره نه خصوصیات و شخصیتمون رو به رخ دیگران بکشیم و نه سر کوفت شغلمون رو سر بقیه بزنیم.به گوینده یا نگارنده کاری نداشته باشیم.مهم مطلبه که باید در موردش نظر داد.به امید روزی که همه در این سطح پیشرفت کرده باشیم.یا حق

  21. avatar
    محمدی حسن مرداد ۸, ۱۳۹۱ at ۱۲:۰۵ ق.ظ - پاسخ

    باسلام خدمت مهندس شبانپور. ابتدا عذرخواهی خودم بخاطر نگذاشتن مطلب و کامنت و… بپذیرید آن هم به دو دلیل بوده یکی از کار افتادن کامپیوتر خانگی و دیگه هم به دلیل مشغله زیاد کار شخصی.گاه گاهی به سایت سر می زنم. بسیاری از مطالب ،مفید و جالب هست.خداییش کامنت ها و نوشته های آقای احمد عشقی(حسین) خیلی جذابه اون هم به این دلیل که از صمیم قلب و از صفای دل می نویسد.فقط یک خواهشی از آقای عشقی دارم که با عصبانیت جواب نظرها ندهند .احمد جان برخی نظر ها که با چاشنی بی احترامی همراه است را می شود بدون جواب گذاشت. همواره به یاد داشته باشند که مخاطبین این سایت فرا تر از غیب الهی و علامرودشت هست.موفق باشید.

    • مدیر سایت
      مدیر سایت مرداد ۸, ۱۳۹۱ at ۷:۳۴ ق.ظ - پاسخ

      سلام وهزاران درود تقدیم به همشهری خوبم آقای محمدی
      محمدحسن عزیز به سایت “علامرودشت ما”ن خوش آمدید.صمیمانه می گویم؛جای نام و نوشته های زیبای شمادر این سایت بسیار خالی بود.امید فراوان دارم که قلم نوشته های مفیدتان را از ما دریغ نفرمایید.

  22. avatar
    محمدی حسن مرداد ۸, ۱۳۹۱ at ۱۲:۳۲ ق.ظ - پاسخ

    با سلام مجدد. الان یک مطلب خطاب به آقای شبانپور با این مضمون که … به قول همشهریانت شما به تازگی در این راه قدم گذاشته اید… دیدم و باعث شد دوباره کامنت بگذارم. ابراهیم جان هر تحصیلکرده ای از غیب الهی باعث افتخار و مباهات اهالی روستا هست و شما مهندس عزیز که جای خود دارید. همیشه از خواندن مقاله ها و دلنوشته هایت لذت می برم. خودم و شما و احمد و ابوالحسن و محمود و همه ی فرهنگیان و تحصیلکرده های غیب الهی یادمان باشه که سعه ی صدر بهترین راه حل در برابر نظرهای مغرضانه هست. همیشه قضاوت را به مردم بسپاریم.

  23. avatar
    علی مرداد ۸, ۱۳۹۱ at ۴:۱۱ ب.ظ - پاسخ

    با سلام خدمت دوستان
    کامنت های دوستان را مطالعه کردم از بعضی کامنت هامشخص بود از روی حب وبغض شخصی نظر داده وبیشتر جنبه تخریب شخصیت همدیگر داشته تا انتقاد سازنده که بر پایه واساس علم ومنطق استوار باشد علی ای وحال می خواستم این نکنه را بیان کنم که در اموزه های دینی به مقوله نقد ونقدپذیری اهمیت فراوان داده شده ولی ان انتقادی که سازنده باشد وهدف ان رسیدن به کمال مطلوب باشد وناقد هم نیت درست وسازندگی داشته باشد واگر هدف ناقد جو سازی و شایعه پراکنی یا عقده شخصی باشد نه تنها به وضع مطلوب نمی انجامد بلکه بر عکس از حق وحقیقت دور شده ودر نهایت موجب تخریب شخصیت افراد و روحیه خصومت و پرخاشگری وتضاد را گسترش می دهد پس دوستان سعی کنیم اتتقاداتی که می کنیم سازنده وسالم وما را به سوی تعالی وپیشرفت سوق دهد.

  24. avatar
    mahkoom مرداد ۸, ۱۳۹۱ at ۹:۰۱ ب.ظ - پاسخ

    سلام دوباره به همه.داشتم مطالب سایت رو نگاه میکردم.پس از بررسی عمده ی مطالب به این نتیجه رسیدم که مطلب بالا(یاد شوره ای)دارای بیشترین تعداد نظراته(البته اگه اشتباه نکرده باشم).اگه یه نگاه سرسری هم به نظرات بیندازیم میبینیم که خیلیاش دارای محتوای انتقادی(از نوع نامناسب)هستش.(به نظرتون نشون دهنده ی این نیست که هنوز توی روستای ما بین اهالیش اختلاف ریشه ای وجود داره؟)انگار نه انگار که ما یه نسل جدید هستیم و با نسل قدیم تفاوت زیادی داریم(با احترام و داشتن اخلاص تمام به همه ی قدیمی ها.لطفا دوستان بد برداشت نکنند)ممکنه ۴۰ سال قبل بین دو نفر سر یه موضوعی اختلافی بوجود اومده باشه.هنوز بعد از این همه مدت پس لرزه هاش بر روابط فرزندان اون افراد تاثیر داره.بهتره یه کم خصومات شخصیمونو کنار بزاریم و نیمه ی پر لیوان رو ببینیم.

  25. avatar
    احمد عشقی(حسین) مرداد ۹, ۱۳۹۱ at ۲:۵۵ ق.ظ - پاسخ

    با سلام خدمت همه ی دوستان
    ابراهیم جان اگه دیگران اشکال نگیرند من هم به نوبه خود از حضور محمد حسن عزیز خوشحالم وچشم انتظار مطالب زیبایشان هستم.
    خدمت هر دو دوست گرامیمم بگویم شما خودتان را جای من بگذارید .من از خودم دفاع کردم .البته حق باشماست .از این به بعد سعی می کنم وارد این مسائل نشوم (اگه بگذارند).چقدر اصرا کردم نظر درست بدهید .توهین نکنید.اون چیزی که ناراحتم می کرد توهین ها بود نه بحث های علمی روز مره .
    محمد حسن جان ،کاش زودتر از این ها می آمدی واز من حمایت می کردی آن جا که در برابر تیر های بغض آلود نا مرئی بودم .آنجا که فرد یا افرادی قصد تشکیک وتخریب داشتند.کاش تو این همکار گرانقدر ودوست سالهای کودکی ام آنجا که گفتند کار پرورشی نمی کند به مددم می امدی .انجا که گفتند تدریس که نه بلکه رو خوانی می کند به عنوان ولی یکی از دانش آموزان سابقم به حمایتم بر می خواستی .یارو میاد تو سایت هر کدام از فرهنگیان عزیز که با نام واقعی کامنت می گذارد با نام مستعار بدوبیراه میگه (خب قطعا ناراحت کننده است).ومن فقط یک تنه دفاع می کردم. ودر آخر چشم انتظار دست نوشته های بر خواسته ازفکر پاک شماوابوالحسن عزیز ودوستی که با نام اهالی غیب الهی وعلی وحتی استدلال ومنطق ؛قلعه درویش؛قلعه بی بی و… هستم .بیایید در راهی که پا گذاشته ایم همه متحد ویک صدا گردیم.وهدف همه ی ما ها پیشرفت منطقه مان باشد.بیاید به جای آنکه نیرو هایمان در جهت تقابل همدیگر قرار دهیم ودر جهت منفی وخنثی کردن هم به کار گیریم ؛در یک جهت وسووبرای تعالی منطقه عزیزعلامرودشت ما”ن قرار دهیم.

  26. avatar
    محمود عشقی مرداد ۹, ۱۳۹۱ at ۶:۰۴ ق.ظ - پاسخ

    با عرض سلام خدمت شما جناب قلعه درویش ، به حضور انور جنابعالی عرض شود در مورد بیان نظرات و دیدگاه ها و گذاشتن کامنت در سایت چندین نکته قابل تأمّل است:
    ۱- معرفی افراد دست به قلم و خوش ذوق در زمینه های علمی، فرهنگی ، ادبی و… به مراجعین محترم به سایت ها
    ۲- ایجاد انگیزه وتشویق افراد مذکور در جهت معرفی آبادی، منطقه و بخش به سایر مناطق و شهرستا نها
    ۳- معرفی هر منطقه، روستا و آبادی همراه با نوع فرهنگ ، آداب ، رسوم، نوع زندگی ، احساس و شعور اهالی آن آبادی درجهت آشنایی بیشتر خوانندگان با آداب و رسوم وفرهنگ و … مردم آن آبادی
    ۴- بیان دیدگاه ها و نظرات شخصی هر نویسنده درمورد مطالب ثبت شده در سایت
    ۵- هدف اصلی ما از بیان دیدگاه ها ونظرات ایجاد اتحاد و همدلی درجهت بررسی زمینه های تعالی و پیشرفت منطقه است
    ۶- ازاینکه جنابعالی بیان کرده اید این حقیر اصالت خود را فراموش کرده ام سخت در اشتباهید به هزار ویک دلیل که از حوصله بحث خارج است.
    بنا براین از محضر جنابعالی انتظار می رود :
    اوّلاً بجای نقدهای بی دلیل و بی جای مطالب دیگران، وقت ، هزینه، انرژی و افکارتان را برروی گذاشتن مطالب مفید و قابل استفاده برای خوانندگان صرف نمایید.
    ثانیاً مطالب مفید و مناسب خود را با نام مستعار روی سایت نگذارید، اگر گوش شنوایی داشته باشید
    ثالثاً از نوشتن اراجیف و مهملات در این مکان عمومی که محل ورود همه اقشار از مناطق و شهرهای مختلف است خود داری فرمایید تا باعث حذف شدن آن توسط مدیر محترم سایت نگردد.
    البته این مطلب را برادرانه خدمتتان عرض کردم و اصلاً منتظر جوابی دیگه از طرف این حقیر نباشید، چون نه وقت آن چنان مثل شما دارم که به این مطالب پاسخگو باشم و نه حوصله کل کل کردن های بی دلیل با این وآن ، با عرض پوزش از محضر خوانندگان محترم

  27. avatar
    ابوالحسن صفری مرداد ۹, ۱۳۹۱ at ۱۰:۱۶ ق.ظ - پاسخ

    باعرض سلام خدمت دوست عزیز صاحب قلعه درویش بنده کلانتر محل نیستم که به حساب کسی برسم من باب تذکربه شماوافراددیگری که بانامهای مستعاردرسایتی که عزیزان زحمت کشیده اند راه اندازی نموده اندکه مسایل ومشکلات منطفه مان مطرح نماییم این چنین به معلمی که یک عمر زحمت کشیده وهمچنین همشهریان عزیز می تازیدبایداین چنین گفته شود اخه عزیزمن به جای این صحبتها بیاییم راهکارهایی ویا پیشنهادهایی بدهیم جهت عمران وابادی روستاومنطقه مان والسلام

  28. avatar
    ابوالحسن صفری مرداد ۹, ۱۳۹۱ at ۱۲:۳۷ ب.ظ - پاسخ

    باسلام خدمت همشهری عزیزم (اهل غیب الهی) احسنت به نظر بسیارجالب شماکه به همه عزیزان وهمشهریان توصیه به سعه صدروبیان مطالب مفیدنموده اید انشاالا این نصیحت خیرخواهانه وخداپسندانه آویزه گوش همگان قرارگیرد منتظر نظرات شمادراین سایت هستیم. باتشکر

  29. avatar
    محمد حسن مرداد ۹, ۱۳۹۱ at ۱۰:۲۵ ب.ظ - پاسخ

    سلام خدمت خوانندگان عزیز به ویژه همشهری عزیزم احمد آقای عشقی.دو سال قبل جنابعالی، معلم دخترم در کلاس پنجم بودید. بنده و بقیه اولیاء دانش آموزان کلاس پنجم از چگونگی تدریس شما که با روشهای نوین یاددهی-یادگیری همراه بود رضایت کامل داشتیم و اخیرا نیز جایی در جمع دوستان بودیم از تدریس و فعالیت شما در مدرسه تعریف و تمجید می کردند. این را نوشتم و خدا را شاهد می گیرم که واقعیت نوشتم تا برخی افراد که قصد توهین یا تخریب این معلم زحمتکش را داشتند و بقیه خوانندگان عزیز که ممکن است راجع به توانایی های آقای عشقی شک کردند در جریان امر قرار بگیرند و انشاء ا… بحث و نظرات پیرامون این موضوع خاتمه یابد و بنده نیز قول می دهم در این خصوص کامنت نگذارم. بخدا این مسائل شخصی و پیش پا افتاده در این سایت که مخاطبین و بازدید کنندگان از سراسر بخش و شهرستان دارد مطرح نکنیم.

  30. avatar
    قلندر مرداد ۱۰, ۱۳۹۱ at ۱۱:۴۸ ق.ظ - پاسخ

    سلام آقای احمد عشقی
    بنظرم ترفند خودت بود که یه جور مطابق با انتظاری که داشتی مطلبت را جدال برانگیز و پر بازدید کنی که به آرزوت رسیدی وما هم از کامیابی شما مسروریم.

    • مدیر سایت
      مدیر سایت مرداد ۱۰, ۱۳۹۱ at ۱۱:۵۵ ق.ظ - پاسخ

      قلندر خان سلام
      فکر بد نکن احمد آقا بسیار صادق تر و شفاف تر از این حرفهاست.آنچه می گویم؛نتیجه ی سالها دوستی من با ایشان است.

  31. avatar
    صاحب قلعه درویش مرداد ۱۰, ۱۳۹۱ at ۱۲:۲۶ ب.ظ - پاسخ

    با عرض سلام خدمت جناب آقای عشقی چیزهایی که بنده حقیر گفتم اراجیف نبود شما یاد گذشته افتاده بودی من گفتم که از آن زمان که در گزهای حاجی بابائی شریفی بودی بیست وچند سال می گذرد پس همه چیز تغییر کرده است نمی دانستم که جنابعالی تاریخ ومدنی چهارم ابتدایی می خوانی وبه سوالات تاریخ ایران ومعاصر جهان دوره دبیرستان جواب می دهی وهر شخص باید انتقاد پذیر باشد نه اینکه آن رابه اراجیف بخوانی دیگر از بنده هم منتظر جواب نباش بنده هم بیکار نیستم که مرا بیکار برای گفتن این مطالب نوشته ای واقعا فرهنگی باید آنقدر سعه ی صدر داشته باشد نه این که زود از کوره به دررود. واما درمورد کامنت آقای عشقی (احمد )واقعا کسانی که آن رانقد کرده اند کمال بی انصافی از خود نشان داده اند . ودر جواب همشهری عزیزم آقای صفری نیز به نظرم باز اسرار برکلانتر بودن خودت داری اول هر کس خودش از خودش دفاع می کند ودر ضمن به بیان معلمی زحمت کش که گفه بودی برکسی پوشیده نیست زحمات معلمان عزیز ولی در قبال آن حقوق دریافت می کنند اگر مجانی کار می کنند حرفهای شما به دیده منت ولی هر کسی زحمتی می کشد در قبال آن حقوقش را دریافت می کند پس منت آن را برسر مانذار اگه مطالب بالا در مطلب (محکوم)راخوانده باشی منت شغلمان را برسر دیگران نگذاریم خطاب به همین مطلب است آقای صفری من نیز می خواهم با دیگران همراه شوم ولی به شرط این که جواب مطلب را ندهی واگر جواب می گذاری قانع کننده باشد . انشالله . در پایان هم از مدیر محترم سایت خواهش می کنم مطالب را بدون حذف تایید نماید . با تشکر

    • مدیر سایت
      مدیر سایت مرداد ۱۰, ۱۳۹۱ at ۱۲:۳۵ ب.ظ - پاسخ

      صاحب قلعه درویش عزیز
      مطمئن باشید که چنین مطالبی که شامل توهین یا تحقیر کسی نباشد،بی تذکر شما هم تایید می شود.موفق باشید.

  32. avatar
    احمد عشقی (حسن) مرداد ۱۱, ۱۳۹۱ at ۱۲:۴۳ ب.ظ - پاسخ

    سلام پسرعمو ی پرتلاش وفادار به نخل های شوره ای . باخواندن داستان وشعر زیبایت حقیقتا لذت برده و اشک در چشمانم حلقه زد و یاد و خاطره کار وتلاش وفعالیت با مرحوم حمزه ومصطفی وپدربزرگ سختکوش وعموی دلسوزم تداعی شدمخصوصا حصارکشی دور نخل ها که چندین ماه به طول انجامید. واقعا یاد خرگ رنگ ، هوارنخلها ، پنگ وپیش ، گاری های رطبی به خیر .
    یادم می آید زمانی که زنده یاد مهدی شهیدشریفی گاری پر رطب ازشوره ای تا منزل حمل می کرد وهرکس سرراهش می دید سخت تعارفش می کرد که حتما باید بخوری وگرنه ازت ناراحت می شوم.
    هر از گاهی تک و تنها می روم منزل پایینی کنار نخلهای شوره ای وساعاتی به آن سرزمین خاطره نگاه می کنم وتمام خاطرات دوران نوجوانی در ذهنم مرور می کنم و از درون آه می کشم واشک از چشمانم جاری می شود تا سبک شوم وبر می گردم.یاد همه مرحومین ذکر شده در قصه بخیر وروحشان با امام علی (ع) واولادش که عاشق کاشت نخل بودند محشور باد.

  33. avatar
    احمد عشقی(حسین) مرداد ۱۲, ۱۳۹۱ at ۱۱:۰۹ ق.ظ - پاسخ

    سلام خدمت عمو احمد عزیزم
    از این که نوشته ام را قابل دونستید متشکرم .وهمچنین یادی نمودید از شهید عزیزمان شهید شریفی که در همه ی زمینه ها فعال بود.

  34. avatar
    ابوالحسن مرداد ۱۴, ۱۳۹۱ at ۲:۲۲ ب.ظ - پاسخ

    تواکه آدم درستی حال وروزت بهترازاین حرفابود جرانظرم تایید نکردی دیکه نظر نمی دم

    • مدیر سایت
      مدیر سایت مرداد ۱۴, ۱۳۹۱ at ۲:۳۵ ب.ظ - پاسخ

      آقای ابوالحسن سلام
      من هنوز هم شرایط قبل را دارم اما نظرقبلی شما شرایط انتشار در این سایت را نداشت.صلاح با شماست؛اما ما آمادگی انتشار نظرات صحیح ومفید همه ی دوستان را داریم.

      • مدیر سایت
        مدیر سایت مرداد ۱۵, ۱۳۹۱ at ۸:۴۹ ق.ظ - پاسخ

        با سلام مجدد
        جهت اطلاع دوستان
        شخصی که با نام مستعار “ابوالحسن”نظر داده و نظر ایشان تایید نشده و در کامنت خود از عدم انتشارنظرش گلایه کرده است؛آقای “ابوالحسن صفری” نیستند.آقای ابوالحسن صفری همه ی نظرهای خود را با نام واقعی “ابوالحسن صفری”ارائه می دهندو ما مخلص خودشان و نظرهایشان هم هستیم.اگر در این زمینه سوءتفاهمی شده از دوست خوبمان آقای ابوالحسن صفری پوزش می خواهیم.

  35. avatar
    ابوالحسن صفری مرداد ۱۵, ۱۳۹۱ at ۱۱:۰۲ ق.ظ - پاسخ

    باسلام خدمت مدیر محترم سایت
    همانطورکه درکامنت بالا ذکر نموده اید اینجانب کلیه نظرات و دیدگاه های خود را با نام واقعی خود (ابوالحسن صفری ) ارائه می نمایم و لازم می دانم از شفاف سازی شما در این خصوص تقدیر وتشکر نمایم.هر چند خوانندگان عزیز این وب سایت مردمی از واژه ها والفاظ بکار رفته ، متکلم واقعی و مستعار آنرا به خوبی تشخیص می دهند.
    موفق وموید باشید.

  36. avatar
    صاحب قلعه درویش مرداد ۱۶, ۱۳۹۱ at ۶:۴۲ ب.ظ - پاسخ

    با سلام خدمت تمامی همشهریان عزیز بنده هم به نوبه خودم ورود جناب آقای عشقی همشهری عزیزمان به سایت علامرودشت ما خیر مقدم عرض می نمایم شاید در این کامنت فقط بنده به عنوان یک منتقد شناخته شوم ولی تمام انتقادها به جا بوده ولی در مورد جناب حاج احمد عشقی تمام گفته هایش به جا ومورد تایید است که ما برای ایشان در تمامی مراحل زندگی آرزوی موفقیت داریم . موفق باشید

  37. avatar
    صاحب قلعه بی بی مرداد ۱۹, ۱۳۹۱ at ۳:۱۰ ب.ظ - پاسخ

    مجبوریم نظراتمون ببریم تو علامرودشتی ها توکه انتقاد بذیر نیستی

فرستادن دیدگاه »